Deprecated: Function set_magic_quotes_runtime() is deprecated in /home/mybbcper/public_html/init.php on line 44
تلويزيون بی بی سی فارسی من - مقالات
صفحه اولمقالاتسايت شاهين بوستانیتماس
تلويزيون بی بی سی فارسی من
My BBC Persian Television
مقالات

RSS
انتقادی برساختار تلويزيون بی بی سی فارسی - قسمت اول
3/26/2011 5:45:31 PM

اين مقاله سه قسمتی  بار اول در "گويا نيوز" در فروردين و ارديبهشت ۱۳۸۹  انتشار يافت 



انتقادی  برساختار تلويزيون بی بی سی فارسی (قسمت اوّل)

 

 پس از انتشار مقاله ام در هفته گذشته تحت عنوان نوابغ ايرانی دروب سایت "گويا نيوز" و تکثير وسيع آن در فيس بوک و ديگر شبکه های اجتماعی ، ايميل های زيادی در حمايت از گفته هايم در آن مقاله، از اشخاص حرفه ای در زمينه های مختلف دريافت کردم؛ ازجمله از آقای بهروز آفاق رئيس منطقۀ آسيا اقیانوسیه سرويس جهانی بی بی سی و مسئول سرويس های بی بی سی به چهارده زبان  که دربرگیرنده زبان مادری ایشان یعنی فارسی هم است . ضمنأ آقای آفاق به  دوستان من در فيس بوک پیوسته اند!


آقای آفاق خطاب به من نوشتند: " خيلی ممنون از لطف شما (منظورشان دريافت مقاله ام در "گويا نيوز" است). مطلبی را هم که درباره دوبله برنامه نوشته بوديد، خواندم. هر دو مطلب نکات بسيار دقيق و مفيدی داشت که اميدوارم به بهبود کارم کمک کند." با احترام و آرزوی توفيق: بهروز آفاق.


همانطور که ملاحظه مي کنيد آقای آفاق خيلی به بهبود کارهايشان علاقمند هستند. ولی هرگز  از دوستان حرفه ای که من مي شناسم يا آنهايی که در هفته گذشته بعد از چاپ مقاله ام با من تماس گرفتند، مشاورتی يا دعوتی بعمل نیآورده است. چرا؟


اساس مقاله ای که پیش رو دارید حاصل همین گفتگوهای من با اين دوستان چه بصورت حضوری ویا مجازی است تا با تکيه بر تجربه های غنی حرفه ای آنها  گردانندگان شبکه بی بی سی فارسی را متعهد به پاسخگویی کنیم. طبق رسم متدوال، در بدو شروع  به برنامه ريزی برای  تلويزيون بی بی سی فارسی در سال ۲۰۰۶ ، باید از جامعه فارسی زبان یک همه پرسی انجام می شد و پاسخگویی گردانندگان شبکه بر بستر آن طراحی می شد. اما حالا هم دير نيست.


اوّل بايد به يک مسئله اساسی اشاره کرد؛ دليل اصلی تشکيل اين کانال تلويزيونی همان دلیلی است که دولت فرانسه برای راه اندازی يک شبکه تلويزيونی ۲۴ ساعته خبری به زبان انگليسی و فرانسوی داشت. ژاک شیراک؛ رئیس جمهور وقت فرانسه،  در زمان حمله آمريکا به عراق از اينکه ديدگاه های دولت فرانسه ومخالفتش با حمله به عراق بدرستی از ديگر شبکه های تلويزيونی انگليسی زبان مثل CNN و BBC  مطرح نشد ، بسیار ناخرسند بود و اين خود باعث شد که آمريکا و انگليس بتوانند اذهان عمومی را برای حمله به عراق آماده کنند. ژاک شيراک بعد از آن تجربه تلخ، دستور تأسيس این کانال را با تامین هزينه های هنگفت داد.


بی بی سی هم که می دید با شرايط بحرانی ايران و خاورميانه و افت شدید تعداد شنوندگان راديویی آن در ايران، و بالا بودن تعداد تماشاچيان تلويزيون های فارسی زبان خارج کشور و بخصوص شبکه تلویزیونی صدای امریکا در ايران، جایگاهی برای طرح دیدگاه های خود ندارد و نمی خواست که از قافله عقب بماند، تصمیم گرفت از طريق ايجاد يک تلويزيون فارسی زبان، برای گنجاندن ديدگاه های دولت انگليس در لابلای برنامه های ديگر شبکه تلویزیونی فارسی، فرصتی فراهم کند.


اگر تلويزيون بی بی سی فارسی نبود چگونه وزير امور خارجه انگليس و سفير انگليس در ايران مي توانستند ديدگاه های خود را در منطقه منتشر کنند؟ به هر کدام از آنها نيم ساعت وقت در برنامه "به عبارت ديگر" داده شد. با نبود اين کانال آيا فکر مي کنيد آنها مي رفتند و با شبکه تلویزیونی صدای امریکا مصاحبه مي کردند؟ هرگز!


اين کانال توانست فرصت مصاحبه با این افراد را در ميان صدها مصاحبه  با افراد ديگر قابل پذیرش کند! (بررسی دقيق و مقایسه جزئیات زمانی که به اين اشخاص و سایرین اختصاص داده شده را به محققان پيشنهاد مي کنم.)  البته من هيچ اشکالی هم  به اين وارد نمی بینم و وجود آنها در آن برنامه ها کاملأ قابل قبول بود. ولی مي خواهم اين را بگويم که اگر بی بی سی فارسی نبود آنها چه از نظر سياسی و چه از نظر پرستيژی هرگز حاضر به مصاحبه با شبکه تلویزیونی صدای امریکا نمی شدند. و در آن صورت چگونه مي توانستند مردم فارسی زبان را در آن کشورها با عقايد خود آشنا کنند.


من مي خواهم اين نکته را با صراحت در اينجا تأکيد کنم که نمي خواهم که جمهوری مخوف اسلامی ايران از اين مسئله بُل بگيرد وتمام مشکلات اسفناکی را که برای شهروندانش ايجاد کرده است، به گردن اين شبکه مهم و ارزشمند برای تمام فارسی زبان دنيا بياندازد. اما دليل و انگیزه و منشاء اصلی تأسيس اين شبکه را هم نبايد ماست مالی کرد. چرا که این حق دولت هاست که ابزار رسانه ای خود را داشته باشند همانگونه که حق اعضای جامعه مدنی است که از این امکان بطور مستقل برخوردار شوند. و این با نگرش بسیار سخیف جمهوری اسلامی و تلقی جاسوسی و تحریک جنبش اجتماعی در ایران بسیار متفاوت است.

 اتفاقی که در این میان افتاده است این است که اعضای جامعه مدنی به دلیل محدودیت های شدید مالی و هزینه های گزاف شبکه های تلویزیونی، تلاش می کنند با استفاده از حق دولت ها، از فرصت فراهم شده توسط آنها فرصتی را هم برای خود فراهم  کنند تا مستقلانه از این ابزارهای رسانه ای برای طرح دیدگاه های خود استفاده کنند. توازن میان حضور اندیشه های مستقل و دولتی بستگی به توانایی و قدرت حرفه ای های مستقلی دارد که به همکاری با این شبکه های تلویزیونی مشغولند.

 یکی از ابزاری که به حرفه ای های مستقل توانایی لازم را برای اعمال قدرت در شبکه های تلویزیونی می دهد، همان اصول حرفه ای است که بر این شبکه ها به دلیل سال ها فعالیت افراد مستقل در آن ها حاکم شده است، از جمله وجود یک سازمان مستقل مردمی برای ارزیابی برنامه های تلویزیونی. ناتوانی و نادیده گرفتن این اصول، افراد مستقل فعال در این شبکه های تلویزیونی را ناتوان می کند و آنها را به ابزار انتقال اندیشه های دولتمردان تبدیل می کند. این همان نکته بسیار ظریفی است که من تلاش دارم با یادآوری منشاء شکل گیری شبکه بی بی سی فارسی برجسته کنم تا افراد مستقل فعال در این شبکه توانمندتر به ایفای نقش خود بپردازند.

 در تمام مدل های ارزیابی پروژه ها حتی توسط بانک جهانی، اولین گام ارزیابی، شناسایی منشاء آن پروژه است نه به این دلیل که پروژه ها با این ارزیابی رد یا تائید شوند، چرا که بسیاری از پروژه های موفق توسعه در دنیا که ایده آنها توسط دولت ها طرح شده است، منجر به این شده اند که مردم برندگان اصلی آن پروژه ها باشند. ارزیابی اینگونه پروژه ها نشان می دهد که متخصصین فعال در این پروژه ها قادر بوده اند که آگاهانه از این فرصت ها به نفع مردم بیشترین بهره را ببرند.

 اگر بخواهم سخنم را در این زمینه به جمعبندی برسانم باید بگویم که دولت ها بعنوان یکی از کنشگران همواره در همه حوزه ها حضور دارند اما نه به دلیل سخیف جاسوسی که توسط دولت ایران تبلیغ می شود، و متخصصین حرفه ای نیز در این عرصه ها یکی دیگر از کنشگران هستند، موفقیت هر پروژه به قدرت بهره گیری از فرصت ها توسط افراد مستقل بستگی دارد و وظیفه ما ارزیابی مداوم فرآیند پروژه ها به نفع جامعه است، و در این ارزیابی باید همیشه منشاء هر پروژه مد نظر قرار گیرد، فارغ از اینکه ممکن است مخالفان آن پروژه و در این مورد خاص، جمهوری اسلامی ایران از آن بهره برداری کند. آنچه در این زمینه بیشتر به نفع جمهوری اسلامی است عدم ارزیابی دقیق و ناموفق بودن این شبکه است!


از منشاء شکل گیری شبکه بی بی سی فارسی که بگذريم، در فرآیند اولیه شکل گیری این شبکه اين سئوال برای مسئولين بی بی سی پيش آمد که بودجه سنگين اين کانال را چگونه بايد تأمين کرد و با پرسنل راديويی چه بايد کرد. وزارت امور خارجه دولت انگليس بودجه ۱۵ ميليونی اين کانال را در سال ۲۰۰۶ تأييد کرد. اما اين کافی نبود. یکی از راه حل های تامین بودجه مورد نیاز، کاهش برنامه های راديويی به زبان فارسی بود. اما اين خود  مشکل ديگری پيش مي آورد؛ حقوق اين کارمندان مازاد بيکار راديويی را چگونه مي شد توجيه کرد؟ چرا که برای اخراج آنها بعد از سال های متوالی کار در راديو بی بی سی بايد حداقل مبلغی حدود صد و پنجاه هزا پوند برای هر نفر پرداخت مي شد. با اين هزينه گزاف چه بايد مي کردند؟ تازه از طرفی اين همه خبرنگاران تربيت شده را که هم به خوبی با ديدگاه های دولت انگليس آشنا هستند و هم از قوانين بی بی سی مطلع مي باشند ، به اين سادگی نمی شود از دست داد. این پرسنل بخوبی مي دانند که چقدر بايد آسه بيان وآسه برن!


از طرف دیگر هم اگر دست به استخدام پرسنل جديد فارسی زبانی می زدند که سابقه فراوان و خوب در تلويزيون وسينما دارند، نمی دانستند که با چه جانورانی طرف خواهند بود. واين برايشان بسيار خطرناک بود. در نتيجه تصميم گرفته شد که تمام پرسنل راديويی را به تلويزيون منتقل کنند و يک شرکت خصوصی را هم مسئول راه اندازی اين کانال کردند. سپس ميليون ها پوند هزینه آموزش تلويزيونی به اين کارمندان و خبرنگاران راديويی کردند. البته اين روش بندرت نتايج خوبی دارد. ومشکل "تلويزيون راديويی" که در مقاله قبلی بدان اشاره کردم، از همین جا شروع شد.


اساسأ نطفه يک برنامه تلويزيونی  کاملأ در تصوير شکل می گیرد نه در کلام! اما در راديو بر عکس اين است. ولی متأسفانه دوستان خبرنگار بسيار با شعور ما در تلويزيون فارسی هنوز کلام را به تصوير ترجمه مي کنند و اين يک اشکال اساسی است. اين را نمي شود به کسی تعليم داد، همانگونه که نمی شود به کسی درس شاعری داد.


از طرف دیگر پرسنل راديويی از چنين شانس طلايی ای که بتوانند در تلويزيون کار کنند، استقبال فراوانی کردند. چون درصد خيلی کمی از آنها امکان استخدام شدن در کانال های تلويزيونی انگليسی دارند زيرا از تجربه های لازم برای اين رسانه برخوردار نيستند و از طرفی هم رقابت های فراوانی از طرف اشخاص بسيار با تجربه در صحنه بازار تلويزيون انگليس وجود دارد  که شانس بسيار بسيار کمی برای آنها باقی می گذارد. آنها اين را خود بخوبی مي دانند و سردمداران آنها نيز از اين مسئله راضی هستند چرا که نخشان هميشه گير مسئولين امر خواهد بود و مطمئن خواهند بود که آسه خواهند آمد و آسه خواهند رفت.


جالب اينجاست که اين دوستان بين خود دعوا دارند ولی بر ضد غير خودی ها صف مي کشند. همانطور که اين امر در دولت احمدی نژاد نیز صادق است! و اين قضيه مرا به اين فکر مي اندازد که واقعأ چه فرقی بين دوستان تلويزيون بی بی سی فارسی ما و رژيم شرم آور احمدی نژاد وجود دارد. ما آنها را امل، عقب افتاده و قرون وسطايی مي دانيم ولی دوستان تلويزيونی ما  که تحصيل کرده های مدرن و ليبرال هستند در عملکردشان در اين زمينه تفاوتی با آنها ندارند! واقعأ که...


نتيجه اين شده است که ما تماشاچيان ميليونی از اين مسئله زجر بکشيم و دوستان به ما يک تلويزيون درجه ۳ بی بی سی انگليسی تحويل بدهند چرا که ما قرون وسطايی هستيم و از یک کشور جهان سومی آمده ايم. به حق که دست شما درد نکند. ما را شما مفتخر کرديد.


در مقالات آينده به تأثير اين نوع فضا در کيفيت تک تک برنامه ها خواهم پرداخت. همچنين نقش پرسنل غير فارسی زبان اين کانال را هم بررسی خواهم کرد: چه نفعی خود آنها شخصأ از اين شرايط مي برند، ضمنأ چه سودی تلويزيون فارسی و تلويزيون مادر از اين شرايط نصيبش مي شود. اينها همگی دست بدست هم داده در درست کردن آش شل قلمکاری که بيا و ببين.


اما بر گرديم به نقش پر اهميت تلويزيون فارسی در انتقال لحظه به لحظه اتفاقات اخير ايران و اهميت آن برای مردم ايران و تلويزيون بی بی سی مادر در کل.


در مقاله قبلی به اهميت فراوان اين شبکه و نقش مؤثری که تلويزيون بی بی سی فارسی در اطلاع رسانی در باره اوضاع فجيح داخلی ايران  به مردم ايران و دنيا داشت، پرداختم. ولی اين نکته را هم نبايد فراموش کرد که وجود تلويزيون بی بی سی فارسی  باعث شد که مردم ايران هم فيلم ها و تصاوير فوق العاده زيادی مجانأ در اختيار بی بی سی فارسی بگذارند تا به دنيا نشان دهند چه بی عدالتی هایی  در ايران صورت مي گيرد. از اين تصاوير مجانی، هم تلويزيون مادر و هم سرويس جهانی بی بی سی در اخبار خود فراوان استفاده کردند و ضمنأ آنها را به تلويزيون های ديگرهم فروختند!


چنين امکانی هرگز برای بی بی سی مادر بدون تلويزيون بی بی سی فارسی وجود نداشت، و مردم خيلی کمتر فيلم ها و تصاوير خود را به تلويزيون مادر مي فرستادند. در آن شرايط بی بی سی مادر مجبور مي شد که اين فيلم های دسته دوم را از کانال های ديگر دنيا مثل شبکه تلویزیونی صدای امریکا خريداری کند. اينجاست که مي بينيم که وجود تلويزيون بی بی سی فارسی چقدر برای بی بی سی مادر سود آوربوده است و چقدر خوب بی بی سی فارسی نقش دلال را بازی کرده است.


البته منکر اين هم نبايد شد که مردم ايران در اين معامله سود کوتاه مدت برده اند واين يک مشکل اساسی در این زد و بند با پيچيد گی های خاص خودش است که مي بايد  بطور مفصل و در بحث های مختلف توسط دوستان ديگر برای راهگشايی مورد بررسی قرار گيرد.


اين مشکل سؤاستفاده دو گانه از وجود شرايط نا مناسب ايران گردنگير فيلمسازان مستند داخل کشور ما نيز شده است. برنامه آپارات شبکه بی بی سی فارسی پنجره ای شده است برای نمايش فيلم های مستند فارسی زبانانی  که چنين امکانی در داخل کشورشان وجود ندارد. و ضمنأ اين برنامه اين امکان را به تماشاچيان خارج از کشور داده است که بدانند که  در داخل ایران چه مي گذرد.


اين برنامه ۵۰ دقيقه ای ارزانترين برنامه های شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی است. برای پر کردن يک چنين برنامه ای در انگليس، این شبکه فارسی باید در حدود ۵۰ هزار پوند هزینه می کرد. اما تهیه این برنامه با مبلغ نا چيزی که این شبکه به اين فيلمسازان مي دهد فقط حدود ۱۰ هزار پوند در هفته خرج بر مي دارد. البته برای اين فيلمسازان، اين مبلغ نا چيز غنيمتی است با ارزش، چونکه حداقل، فيلم هايشان نشان داده می شود ولی اين مبلغ، کفاف زندگيشان نيست و امکان تهیه فيلم بعدی را برايشان فراهم نمي کند.


حالا این سئوال مطرح می شود که چرا بی بی سی فارسی اين صرفه جويی ۴۰ هزار پوندی برای هر ساعت را که درکل مبلغی در حدود ۲ ميليون پوند در سال مي شود صرف  سرمايه گذاری برای فيلم های اين مستند سازان نمي کند؟ با اين مبلغ مي شود برای مدت يک سال برنامه های مختلف جديد برای پخش در هر هفته تهيه کرد وديگر مثل حالا مجبور به تکرار بيش از حد آن برنامه ها نخواهند بود. عدم درایت به جایی رسیده است که گردانندگان این شبکه بالاجبار حتی فيلم هايی را که واقعأ چه از نظر خلاقيت و چه از نظر تکنيکی بسيار ضعيف هستند، نشان مي دهند.


با سرمايه گذاری اين مبلغ،  بی بی سی مي تواند تحولی عظيم  و ارزشمند در خلق آثار ایجاد کند. ضمنأ چون سرمايه کامل اين فيلم ها برعهده بی بی سی خواهد بود، مي توانند آنها را به کانال های ديگر در انگليس و دنيا بفروشند. با سود حاصله می توانند دوباره برای ساخت برنامه های ديگر در اين زمينه سرمایه گذاری کنند. اما متأسفانه اين کار در حال حاضر صورت نمي گيرد.


از سوی ديگر طبق قوانينی که بی بی سی با انجمن تهيه کنندگان انگليس  PACT و اتحاديه دست اندرکاران سينما وتأتر BECTU دارد، آنها بايد حداقل ۲۵ در صد از کل بودجه سا ليانه خود را به تهيه برنامه های اروژينال اختصاص دهند که توسط شرکت های مستقل از بی بی سی تهیه می شوند. با توجه به بودجه ۲۵ ميليون پوندی امسال این شبکه، تقريبأ ۶ ميليون پوند بايد صرف توليد چنين برنامه هايی شود. با پيشنهاد ۲ ميليونی من برای سرمايه گذاری در تهيه فيلم های مستند توسط فيلمسازان مستقل برای برنامه آپارات، مي ماند ۴ ميليون پوند که مي شود آن را صرف برنامه سازی توسط فيلمسازان حرفه ای مستقل فارسی زبان در انگليس و ديگر نقاط جهان کرد. اين يعنی حدودأ ۸۰ ساعت برنامه جديد در سال! و اين تحرکی بي نظير در متنوع سازی برنامه ها ورقابت های سالم هنری ایجاد خواهد کرد، چيزي که الان جايش در برنامه های تلويزيون بی بی سی فارسی بسيار خالی است و این شبکه به آن مثل خون تازه در يک عمل جراحی بسيار سخت اما ضروری محتاج مي باشد.


اين کاری است که تلويزيون بی بی سی فارسی اگر که نخواهد به زباله دان تاريخ بپيوندد، باید انجام دهد. يکی از دوستان با سابقه معتبر حرفه ای، که بعد از چاپ مقاله قبلی ام با من تماس گرفت، مي گفت که با اين کار، بی بی سی مي تواند نسل مهاجر دومی و سومی را به کارهای خلاق تلويزيونی در کشورهای مختلف بکشاند. واين خود تحولی عظيم در برنامه سازی و تنوع سازی در آن ايجاد خواهد کرد که کارمندان تلويزيون بی بی سی فارسی مستقر در ميدان آکسفورد لندن از انجام آن کاملاعاجز هستند.


اما اين کارها در ساختار فعلی تلويزيون بی بی سی فارسی انجام نمي شود و بايد سئوال کرد که چرا؟ و کسی نيست که جواب ما را بدهد. پاسخ به اين پرسش های اساسی فقط از طريق يک همه پرسی از جامعه متفکر فارسی زبان و يک تشکل حرفه ای مردمی امکان پذير است که مي تواند اين سئوالات کليدی را از سردمداران بپرسد و نتيجه کار آنها را مورد بررسی دقيق قراردهد. هر چند اين يک راه طولانی چند ساله خواهد بود اما همراهی تمام فعالين  در زمينه های مختلف مي تواند در بهبود استاندارد تلويزيون بی بی سی فارسی  نقش مؤثری داشته باشد وآن را به استانداردهای طلايی بی بی سی مادر نزديک تر کند. به اميد آن روز.


شاهين بوستانی – ۳۰ فروردين ۱۳۸۹ لندن

12 items total 1  2  3  4  5  6  ...  12 


انتقاد بر ساختار
نقد برنامه ها
شاهين در اغماء
نظر و پاسخ
March, 2011
صفحه اولمقالاتسايت شاهين بوستانیتماس